تاريخ چاپ
۱۳۸٩ اردیبهشت
ترجمه بهروز عارفي
تاریخ روز
پاتريک هاني- سمير ا مغار
«ناکامي جامعه شناختي «رونق زاد و ولد
ترجمه بهروز عارفي
هنگامي که سخن از توسعه طلبي ميرود، منظور ازدياد جمعيت سريع است. گفته ميشود که ميزان زاد و ولد در بين مسلمانان بالا بوده و دليل آن را ماهيت کشورگشايانه دين اسلام ذکر ميکنند. واهمهاي که چنين تفکري بر ميانگيزد، و گاهي با گفتار برخي واعظان اسلامگرا که زاد و ولد را تشويق ميکنند تقويت ميشود، دور از واقعيت است.
پيش از همه، کاهش زاد و ولد در همه کشورهاي اسلامي مشاهده ميشود. ميزان متوسط باروري زنان که در سال 1975، 8/6 کودک براي هر زن بود، در سال 2005 به 7/3 رسيد. چند مثال مربوط به سه دهه اخير را ميآوريم:
در مراکش، ميزان زاد و ولد از 3/7 درصد به 4/2 رسيده است؛ در الجزاير از 4/8 به 6/2 درصد؛ در عربستان سعودي از 5/8 به 6/3 درصد؛ در تونس و ايران، حتي ميزان زاد و ولد براي تجديد جمعيت کافي نيست. ميزان زاد و ولد از 3/7 به 2 درصد يعني معادل فرانسه رسيده است.
فقط جوامع قبيلهاي تا حدودي بهتر مقاومت ميکنند: ميزان زاد و ولد در ليبي «فقط» از 6/7 درصد به 8/2 درصد رسيده است؛ اردن از 8 تا 5/3 درصد؛ عمان از 6/8 به 6/3 درصد. اگر در جهان عرب و اسلامي، کاهش جمعيتي که مدرنيته ايجاد کرده، با تاخير رخ داده، ولي با اين همه در زماني بسيار کوتاه پيش آمده و هم چنان پيش ميرود.
سپس، حتي در کشورهائي که فرايند اسلامي شدن تجديد ميشود يا دولتي اسلامي ايجاد ميشود، اين کاهش زاد و ولد به چشم ميخورد: هيچ کدام از اين دو، روي آوري جماعت مسلمان بر الگوهاي مدرنيته را در زمينه جمعيتي، متعادل نساخت. در ايران، حول و حوش سال 1985 در گرماگرم انقلاب اسلامي است که ميزان زاد و ولد پائين آمد (از 8/6 کودک براي هر زن در سال 1985، به ميزان 1/2 کودک در زمان حال). در لبنان، روحيه مقاومت که در ميان شيعيان حاکم است، نتوانست جلوي سقوط زاد و ولد را بگيرد که حتي سريعتر از مورد مارونيهاست.
در حالي که در جهان مسيحي، مسيحيزدائي (همراه با کارزار مبارزه با بيسوادي) در تحول به سوي کاهش جمعيت در ارتباط با همان مدرنيته نقش مرکزي داشت، در جهان اسلام براي کاهش جمعيت نيازي به اسلام زدائي نبود. بدون ترديد، به اين دليل که ديانت نوين اسلامي بر بستر معيارهاي (ارزشهاي) فردگرايانه و غير فرقهاي حرکت ميکند.
لومومند ديپلماتيك